انسان مقلد همیشه راهی پیدا می کند ولی تلخی قصه اینجاست که هرگز تردید ها ، یاس ها و امیدهای انتخاب راهش را تجربه نخواهد کرد.گم شدن واقعی یعنی همین.
برچسب:
نویسنده: رها صالحی
برچسب:
نویسنده: رها صالحی
زندگی نَکُشتمون،عرقمون رو خشک کرد و دوباره فرستاد خیکِ رینگ برای راند بعدی ولی ما هر بار قبل رفتن برگشتیم، محض رضای خدا تو چشاش زل زدیم که بهش بگیم من از چیز دگر می ترسم ها!
که اونم نه گذاشت نه برداشت گفت:بابا! جوون مادرت تو دیگه چیز مگو!
پ.ن: بنوشیم!
سراب_سیاوش قمیشی
برچسب:
نویسنده: رها صالحی
پیرزن ژاپنیه گفته هر روز شش صبح پامیشه ریاضی تمرین میکنه که صدو ده سالش بشه صدو یازده سال
بابا! برو سرت رو بذار بمیر زن، دلت خوشه.
پ.ن:
عاریت کس نپذیرفته ام،شمام نپذیرید.
برچسب:
نویسنده: رها صالحی
برچسب:
نویسنده: رها صالحی
باید بهش حالی کنم بیا فرض کن من یه طنابم، یه سرم رو آرسام می کشه که نافرمانی مقابله جویانه داره،یه سرم رو شنتیا که آسپرگره و اون وسطم یه گره کور دارم که دقیقا خود رادمهره و تو بهتر از هر کسی می دونی رادمهر چرا خلقش تنگه،رادمهر فقط میخواد به حال خودش بذارنش تا دور حیاط رو بدوه.
می گم، شاید فهمید و یابو برش نداشت.
برچسب:
نویسنده: رها صالحی
برچسب:
نویسنده: رها صالحی
برچسب:
نویسنده: رها صالحی
اتاقم حالا محل رجوع شاهدان عینی خرده معجزاتم شده،چندتایی پسربچه ی تازه بالغ که می خواهند دعا کنم محض رضای خدا هم که شده آب و هوا از اینی که هست وارونه تر بشود تا مدارس را تعطیل کنند.
من اما بخاطر اعتبار دفتر دستکم هم که شده وعده ی الکی نمی دهم،قیافه می گیرم،می فرستمشان پی نخود سیاه،منابع خبری ام را چک می کنم و بعد سر صف برای دلشان دستی به سمت آسمان کبود می برم.
پ.ن:
مگه من چه بد کردم؟
برچسب:
نویسنده: رها صالحی
برچسب:
نویسنده: رها صالحی